<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله دانشگاه علوم پزشکی نیشابور</title>
    <link>https://jnums.nums.ac.ir/</link>
    <description>مجله دانشگاه علوم پزشکی نیشابور</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Jul 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Jul 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تیموکینون در پیشگیری از نارسایی حاد کلیوی ناشی از جنتامایسین:خلاصه سیاستی</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10439.html</link>
      <description>چکیده سیاستینارسایی حاد کلیوی یکی از عوارض شایع و پرهزینه درمان‌های دارویی در بیمارستان‌ها است که به ویژه در بیماران دریافت کننده آنتی بیوتیک‌های آمینوگلیکوزیدی نظیر جنتامایسین مشاهده می‌شود. باوجود اثربخشی بالینیجنتامایسین در کنترل عفونت‌های شدید، خطر نفروتوکسیسیته استفاده از آن را با محدودیت مواجه کرده‌است. شواهد پیش بالینی نشان می‌دهد که تیموکینون، ترکیب زیست فعال اصلی موجود درسیاه دانه، قادر است از طریق مهار استرس اکسیداتیو و تعدیل پاسخ‌های التهابی، آسیب کلیوی القاشده توسط جنتامایسین را کاهش دهد.این مقاله با رویکرد خلاصه سیاستی، ضمن تحلیل شواهد تجربی موجود، پیامدهای ترجمانی و سیاستی آن را برای نظام سلامت ایران بررسی می‌کند. این یافته‌ها اگرچه در سطح پیش بالینی قرار دارند، اما از منظر سیاست سلامت ظرفیت قابل توجهی برای توسعه راهبردهای مکمل محافظتی فراهم می‌کنند. حمایت هدفمند از پژوهش‌های بالینی، طراحی چارچوب‌های تنظیم‌گری و انجام ارزیابی‌های هزینه اثربخشی می‌تواند مسیر تبدیل این یافته‌ها به سیاست‌های عملی راهموار کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرینات مقاومتی و مصرف عصاره گیاه باد رنجبویه بر بیان ژن‌های p53، p21 و caspase3 در بافت هیپوکامپ رت‌های نر مبتلا به آلزایمر القا شده</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10424.html</link>
      <description>مقدمه: آلزایمر یکی از چالش‌های مهم بهداشتی در دنیای امروز است. این بیماری به تدریج باعث تخریب حافظه و عملکردهای شناختی می‌شود. لذا پژوهش حاضر به بررسی اثر تمرین هوازی به همراه مصرف عصاره گیاه بادرنجبویه بر بیان ژن‌های p53,p21,caspase3 در موش‌های نر آلزایمری پرداخت.مواد و روش‌&amp;amp;shy;ها: در مطالعه تجربی حاضر، 32 سر رت نر بالغ به صورت تصادفی به 4 گروه کنترل، تمرینات مقاومتی، تمرینات مقاومتی و عصاره و همچنین گروه عصاره تقسیم شدند. مدل آلزایمر با تزریق آمیلوئید بتا 42-1 در هیپوکامپ ایجاد شد. تمرینات مقاومتی شامل 3 جلسه تمرین در هفته به مدت 8 هفته انجام شد. تعیین میزان بیان ژن های موردنظر از روش Real Time PCR استفاه گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و از آزمون تعقیبی تام هن استفاده شد.یافته&amp;amp;shy;‌ها: نتایج نشان داد بعداز 8 هفته تمرین هوازی بیان ژن 53 p در گروه‌های مداخله نسبت به گروه آلزایمرکاهش معنی‌دار یافت (۰.۰۵&amp;amp;gt;P). همچنین Caspase-3 درگروه آلزایمر و ورزش هوازی و گروه آلزایمر و ورزش هوازی و عصاره نسبت به گروه آلزایمر کاهش معنی‌دار داشتند (۰.۰۵&amp;amp;gt;P). بیان ژن 21p در گروه آلزایمر و ورزش هوازی و گروه آلزایمر و ورزش هوازی و مکمل نسبت به گروه آلزایمر افزایش معنی‌داری را نشان دادند (۰.۰۵&amp;amp;gt;P).نتیجه‌&amp;amp;shy;گیری: به‌نظر می‌رسد تمرین مقاومتی و مصرف عصاره بادرنجبویه موجب کاهش بیان ژن‌های 53P و caspas34 و افزایش بیان ژن‌های 21P در موش‌های صحرایی نر آلزایمری می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین سواد سلامت و ارتباط آن با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در جمعیت 60-18 سال شهری شهرستان زبرخان در سال 1403</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10423.html</link>
      <description>مقدمه: سواد سلامت به ظرفیت فرد برای کسب، تفسیر و درک اطلاعات اولیه از خدمات سلامتی مرتبط می‌باشد که بر سایر ابعاد زندگی فرد موثر است. مطالعه حاضر با هدف تعیین سواد سلامت و ارتباط آن با کیفیت زندگی انجام شد.مواد و روش‌&amp;amp;shy;ها: این مطالعه از نوع مقطعی- تحلیلی بود که در جمعیت 60-18 سال شهری شهرستان زبرخان انجام شد. حجم نمونه 250 نفر به صورت در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری شامل پرسشنامه سواد سلامت و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بود. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری توصیفی و استنباطی با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS-26 تحلیل شدند.یافته‌&amp;amp;shy;ها: میانگین سواد خواندن افراد 65%، دسترسی به اطلاعات 61%، فهم درک 69%، ارزیابی 58%، تصمیم‌گیری و رفتار 47% و سواد کلی سلامت 60% با انحراف معیار20 می‌باشد. همچنین بین سطح سواد سلامت و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و مولفه‌های آن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. (p&amp;amp;lt;0.005).نتیجه‌&amp;amp;shy;گیری: یافته‌ها نشان داد میانگین نمره افراد در سواد سلامت تصمیم‌گیری و رفتار، پایین‌تر از مولفه‌های دیگر می‌باشد و بین سواد سلامت و کیفیت زندگی، ارتباط مستقیم و مثبتی وجود دارد. لذا ضروری است دربرنامه‌ریزی و طراحی برنامه‌های آموزشـی بر نحوه تصمیم‌گیری افراد و تبدیل سواد سلامت به رفتار متناسب با آن توجه ویژه داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی میزان کلونیزاسیون قارچ کاندیدا در بزاق افراد مراجعه کننده به کلینیک دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10443.html</link>
      <description>مقدمه گونه‌های مختلف قارچ کاندیدا فلور نرمال دهان انسانی هستندکه از بزاق افراد سالم نیز جدا می‌گردد. عوامل متعددی بر کلونیزاسیون و تهاجم این قارچ به بافت مخاط دهان بویژه درافراد مستعد موثر می‌باشد. هدف از انجام این مطالعه توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی مقایسه میزان کلونیزاسیون گونه‌های کاندیدا در بزاق افراد سالم و افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای در مراجعه کنندگان به کلینیک دانشکده دندان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی یزد می‌باشد. روش‌هادر این مطالعه توصیفی- تحلیلی مجموعا تعداد 250 نمونه بزاق کامل شامل 151 فرد سالم و 99 فرد د ارای بیماری‌های زمینه‌ای تهیه و ضمن تهیه لام مستقیم برای بررسی میکروسکوپی، کشت نمونه جهت تعیین نوع گونه کاندیدا نیز انجام شد. میزان کلونیزاسیون گونه‌های کاندیدا آلبیکنس و غیر آلبیکنس جدا شده از نمونه بزاق افراد سالم و افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای را با استفاده از نرم افزار آماری SPSS19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته‌هااز مجموع ۲۵۰ نمونه بزاق مورد بررسی، ۱۶۹ نمونه) 6/67٪) دارای کشت مثبت کاندیدا بودند. شیوع کلونیزاسیون کاندیدا در افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای به‌طور معنی‌داری بیشتر از افراد سالم بود 8/82٪ در برابر 6/57 ٪،001/0 .P= همچنین، توزیع جنسیت بین دوگروه تفاوت آماری معنی‌داری نداشت ‌(243/0(&amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;=4.43,‌P=.‌ هر‌‌‌چند‌گونه Candida albicans از شایع‌ترین گونه جداشده در هر دو گروه در این مطالعه بود، با این حال فراوان گونه‌های Non-albicans در بیماران دارای بیماری‌های زمینه‌ای به‌طور معنی‌داری بیشتر در مقایسه با افراد سالم مشاهده شد (P = 0.035) .نتیجه‌گیری میزان کلونیزاسیون گونه‌های کاندیدا آلبیکنس و بویژه غیر‌آلبیکنس جدا شده از بزاق در افراد گروه دارای بیماری‌های زمینه‌ای بیشتر از این میزان در افراد گروه سالم بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی ایماگوتراپی با زوج درمانی هیجان مدار بر سبک های حل تعارض و نگرش جنسی در زنان متعارض</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10441.html</link>
      <description>مقدمهتعارضات زناشویی، ناشی از تفاوت‌های فردی و نگرش‌های جنسی و سبک‌های حل تعارض، می‌توانند سلامت روانی به‌ویژه در زنان را تحت تأثیر منفی قرار دهند. رویکردهای درمانی مانند ایماگوتراپی و زوج‌درمانی هیجان‌مدار (EFT) با تمرکز بر بهبود مهارت‌های حل تعارض و نگرش جنسی، می‌توانند کیفیت روابط زناشویی و رضایت زوجین را ارتقا دهند.مواد و روش‌هااین مطالعه نیمه‌تجربی با طراحی پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون و گروه کنترل انجام شد. ۴۵ زن دارای تعارض زناشویی به‌طور تصادفی در سه گروه ایماگوتراپی، زوج‌درمانی هیجان‌مدار و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک‌های حل تعارض (ROCI-II) و پرسشنامه نگرش جنسی بشارت بود. مداخلات درمانی در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای اجرا شد و داده‌ها با تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون‌های پسین با تصحیح بونفرونی تحلیل شدند.یافته‌هانتایج نشان داد که هر دو روش درمانی به‌طور معناداری سبک‌های حل تعارض و نگرش جنسی را در پس‌آزمون و پیگیری بهبود بخشیدند (p&amp;amp;lt;0.001). گروه کنترل تغییر قابل‌توجهی نشان نداد. همچنین، تفاوت معناداری بین گروه ایماگوتراپی و EFT در هیچ‌یک از متغیرها مشاهده نشد (p&amp;amp;gt;0.05). اثرات مثبت درمان تا مرحله پیگیری حفظ شد، که نشان‌دهنده پایداری تغییرات ایجادشده در سبک‌های حل تعارض و نگرش جنسی است.بحث و نتیجه‌گیریایماگوتراپی و زوج‌درمانی هیجان‌مدار هر دو روش مؤثری برای بهبود سبک‌های حل تعارض و نگرش جنسی زنان دارای تعارض زناشویی هستند. با توجه به عدم وجود تفاوت معنادار در اثربخشی، انتخاب روش درمانی می‌تواند بر اساس ویژگی‌های فردی و ترجیحات مراجعان انجام شود. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آتی تأثیر این درمان‌ها را بر سایر جنبه‌های روابط زوجین و در گروه‌های متنوع فرهنگی و اقتصادی بررسی کنند و امکان ترکیب این رویکردها با سایر مدل‌های درمانی مورد ارزیابی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روان شناختی و تحمل پریشانی در مردان مبتلا به اختلال مصرف مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10440.html</link>
      <description>مقدمه: اختلال مصرف مواد پیامدهای جسمی، روان‌شناختی و اجتماعی مختلفی ازجمله کاهش انعطاف‌پذیری شناختی و تحمل پریشانی را در پی دارد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و تحمل پریشانی در مردان مبتلا به اختلال مصرف مواد تحت درمان با متادون انجام شد.مواد و روش‌ها: این پژوهش نیمه‌ آزمایشی در سال ۱۴۰۴ با دو گروه آزمایش و کنترل در شهر نیشابور انجام شد. نمونه شامل ۳۰ مرد مبتلا به اختلال مصرف مواد تحت درمان با متادون بود که به‌طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه آزمایش ۸ جلسه درمان پذیرش و تعهد دریافت کرد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و مقیاس تحمل پریشانی در سه مرحله (پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری) گردآوری شدند و با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر در نرم‌ افزار SPSS مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفتند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که اثر زمان، گروه و تعامل زمان &amp;amp;times; گروه بر هر دو متغیر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و تحمل پریشانی معنادار بود (001/0p &amp;amp;lt;). آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد که تفاوت نمره بین پیش‌آزمون با پس‌آزمون و پیگیری در گروه آزمایش معنادار است (001/0p &amp;amp;lt;)، درحالی‌که اختلاف بین پس‌آزمون و پیگیری معنادار نبود (05/0p &amp;amp;gt;). همچنین، تفاوت نمره بین دو گروه در هر دو متغیر در مراحل پس‌آزمون و پیگیری معنادار بود (001/0p &amp;amp;lt;).نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد درمان پذیرش و تعهد با بهبود پایدار در انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و تحمل پریشانی، می‌تواند به‌عنوان یک مداخله مکمل مؤثر در ارتقاء تاب‌آوری روان‌شناختی مردان تحت درمان با متادون مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراوانی انواع مزاج در بیماران کاندید جراحی هموروئیدکتومی و تحلیل عوامل مرتبط</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10442.html</link>
      <description>مقدمه:هموروئید از شایع‌ترین بیماری‌های ناحیه آنورکتال همراه با درد و خونریزی است. در طب سنتی ایرانی، مزاج نقش مهمی در بروز و سیر بیماری‌ها دارد، با این حال الگوی مزاجی بیماران کاندید جراحی هموروئیدکتومی تاکنون به‌طور مستقیم بررسی نشده است. این مطالعه با هدف تعیین فراوانی انواع مزاج و عوامل مرتبط با آن در بیماران کاندید جراحی هموروئیدکتومی انجام شد.مواد و روش‌ها: این پژوهش توصیفی-تحلیلی بر روی بیماران کاندید جراحی هموروئیدکتومی مراجعه کننده به بیمارستان تامین اجتماعی یزد انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، مزاج بیماران و عوامل مرتبط با آن جمع آوری گردید. داده‌ها با نرم افزار آماری SPSS نسخه 26 تجزیه‌وتحلیل شدند.یافته‌ها:از270 نفر بیمار کاندید جراحی هموروئیدکتومی، (86.30 %) زن و (57.40 %) غیر شاغل بودند. (74.40 %) روزانه سه وعده غذایی مصرف&amp;amp;shy; می کردند و (88.90%) مصرف میوه را در برنامه غذایی روزانه خود داشتند. بیش از نیمی از مشارکت کنندگان (55.90%) به طور روتین از غذاهای فست فودی استفاده می کردند. در کیفیت مزاج فاعله، مزاج سرد بیشترین فراوانی را داشت (51.90%) و در کیفیت مزاج منفعله، بیشترین درصد فراوانی برای مزاج تر (53%) بود. براساس مزاج های نه گانه، مزاج سرد و تر شایع ترین مزاج بود (31.10%).نتیجه گیری: مزاج سرد و تر شایع‌ترین الگوی مزاجی در بیماران کاندید جراحی هموروئیدکتومی بود و این یافته می‌تواند مبنایی برای مطالعات بعدی و بررسی ارتباط آن با شاخص های بالینی باشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تمرین 8 هفته تمرینات اوتاگو بر تعادل زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10444.html</link>
      <description>مقدمهمولتیپل اسکلروزیس از بیماری‌های مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که با اختلال تعادل و کاهش تحرک عملکردی همراه بوده و خطر سقوط را افزایش می‌دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات اوتاگو بر تعادل زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود.مواد و روش‌هادر این کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون و گروه کنترل، 29 زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با نمره مقیاس وضعیت ناتوانی گسترش یافته (1-4) به‌صورت تصادفی در دو گروه تجربی (15 نفر؛ سن: 3/8 &amp;amp;plusmn; 7/41 سال؛ قد: 7/5 &amp;amp;plusmn; 1/162 سانتی متر؛ وزن: 9/9 &amp;amp;plusmn; 0/63 کیلوگرم) و کنترل (14 نفر؛ سن: 2/7 &amp;amp;plusmn; 4/43 سال؛ قد: 9/4 &amp;amp;plusmn; 6/163 سانتی متر؛ وزن: 8/8 &amp;amp;plusmn; 8/66 کیلوگرم) قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته) تمرینات اوتاگو را انجام داد. تعادل با آزمون دسترسی عملکردی رو به جلو و آزمون زمان برخاستن و رفتن ارزیابی و داده‌ها با تحلیل کوواریانس در سطح 05/0&amp;amp;ge;P تحلیل شدند.یافته‌هادر آزمون دسترسی عملکردی رو به جلو، میانگین گروه تجربی از 34/5 &amp;amp;plusmn; 42/20 به 24/5 &amp;amp;plusmn; 35/24 سانتی‌متر افزایش یافت، در حالی‌که در گروه کنترل تغییر اندکی (12/8 &amp;amp;plusmn; 42/21 به 89/7 &amp;amp;plusmn; 21/21 سانتی‌متر) مشاهده شد (30/0=2&amp;amp;eta;، 003/0=P، 83/10 =F). همچنین زمان برخاستن و رفتن در گروه تمرین از 67/1 &amp;amp;plusmn; 15/9 به 31/1 &amp;amp;plusmn; 68/7 ثانیه کاهش یافت، در حالی‌که در گروه کنترل تقریباً بدون تغییر بود (37/0=2&amp;amp;eta;، 001/0=P، 75/14 =F). نتیجه‌گیریتمرینات اوتاگو موجب بهبود معنادار تعادل در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شد و می‌تواند به‌عنوان یک مداخله توان‌بخشی مؤثر توصیه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین عوامل موثر بر تأخیر ازدواج دانشجویان مجرد دانشگاه علوم پزشکی نیشابور سال 1404</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10445.html</link>
      <description>مقدمه:با گذشت زمان و تغییرات ساختاری در جوامع، الگوهای ازدواج دچار تحولات چشمگیری شده‌است. شناسایی دقیق عوامل دخیل در تاخیر ازدواج خصوصا در میان دانشجویان علوم پزشکی که خود نقش مهمی در سلامت آینده جامعه خواهند داشت، امری ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مؤثر بر تأخیر ازدواج در دانشجویان مجرد دانشگاه علوم پزشکی نیشابور در سال 1404 طراحی و اجرا شده‌است. مواد و روش‌ها:پژوهش مقطعی توصیفی- تحلیلی حاضر بر روی دانشجویان مجرد دانشگاه علوم پزشکی نیشابور در نیمسال اول سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ انجام شد. نمونه‌گیری به روش سرشماری انجام شد. داده‌ها با استفاده از دو پرسشنامه شامل: اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسشنامه استاندارد "عوامل مؤثر بر تأخیر در ازدواج" جمع‌آوری شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS 21 تجزیه و تحلیل شده و سطح معناداری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.یافته‌ها:در مجموع ۱۴۵ دانشجوی مجرد (۱۰۱ دختر و ۴۴ پسر) با میانگین سنی 21/2 &amp;amp;plusmn; 55/21 سال در مطالعه شرکت نمودند. از دیدگاه دانشجویان مهمترین عوامل دخیل در تاخیر ازدواج به ترتیب عبارت بودند‌از: عامل اقتصادی، عامل فردی، عامل فرهنگی، عامل اجتماعی و عامل خانوادگی. دو عامل اقتصادی و فردی از نظر آماری معنی‌دار بودند (05/0&amp;amp;gt;P). بحث و نتیجه‌گیری:بر اساس نتایج مطالعه حاضر عوامل فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی در مقایسه با عوامل اقتصادی و فردی، نقش کمتری در به تعویق انداختن ازدواج دارند. بنابراین توصیه می‌شود برنامه‌های مداخله‌ای بیش از آنکه بر اصلاح هنجارهای فرهنگی یا خانوادگی متمرکز شوند، به حل مسائل اقتصادی و توانمندسازی فردی بپردازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی با واقعیت درمانی بر خودپنداره و سرزندگی مادران دارای فرزند مبتلا به کم‌توانی ذهنی</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10446.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و واقعیت درمانی بر خودپنداره و سرزندگی مادران دارای فرزند مبتلا به کم‌توانی ذهنی انجام شد. این پژوهش از نوع پژوهش&amp;amp;shy;های نیمه&amp;amp;shy;آزمایشی (طرح پیش&amp;amp;shy;آزمون- پس&amp;amp;shy;آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند مبتلا به کم‌توانی ذهنی شهر مشهد بود که تعداد 45 نفر از آن&amp;amp;shy;ها به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و یک گروه 15 نفره کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه خودپنداره بک (1990) و پرسشنامه سرزندگی ذهنی (رایان و فردریک، 1997) استفاده شد. پس از اجرای پیش‌آزمون و جایگزینی اعضا در گروه‌ها، مداخله آزمایشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در گروه آزمایش اول و واقعیت درمانی در گروه آزمایش دوم طی 8 جلسه 90 دقیقه‌ای اجرا گردید و در پایان، از هر سه گروه پس&amp;amp;shy;آزمون گرفته شد. برای تحلیل داده&amp;amp;shy;ها نیز، از روش تحلیل کواریانس&amp;amp;shy; تک‌متغیره، آزمون تحلیل واریانس و آزمون بن‌فرونی استفاده گردید. نتایج نشان داد که هر دو درمان ارائه شده، خودپنداره مثبت و سرزندگی مادران دارای فرزند مبتلا به کم‌توانی ذهنی را افزایش داده و بین این دو مداخله درمانی از نظر میزان تاثیر بر این دو متغیر تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0&amp;amp;ge;p).</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هشت هفته تمرین کراس فیت در آب و خشکی بر پروفایل لیپیدی و شاخص آتروژنیک پلاسما دانشجویان دختر</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10447.html</link>
      <description>مقدمه : اختلالات چربی خون و افزایش شاخص های آتروژنیک از مهم ترین عوامل خطربیماری های قلبی&amp;amp;ndash;عروقی هستند.تمرینات کراس فیت به دلیل ماهیت ترکیبی و شدت بالا، از مداخلات مؤثر در بهبود لیپیدهای پلاسما وکاهش عوامل خطر قلبی&amp;amp;ndash;عروقی محسوب می شوند؛ اما شواهد اندکی درباره مقایسه اثرات این تمرینات در محیط آب و خشکی وجود دارد.روش:تعداد ۴۰ نفر از آزمودنی ها براساس معیار های ورود انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۲۰ نفر(تمرین کراس فیت در آب و تمرین کراس فیت در خشکی) تقسیم شدند. برنامه تمرینی در هر دو گروه شامل هشت هفته تمرین، سه جلسه در هفته، با شدت وزمان بندی مشخص بود. متغیرهای پژوهش شامل پروفایل لیپیدی (کلسترول تام،تری گلیسرید، HDL-C، LDL-C و VLDL)، شاخص آتروژنیک (لگاریتم نسبت TG/HDL-C ) بودند که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون t همبسته جهت مقایسه ی تغییرات درون گروهی و آزمون تحلیل کوواریانس برای مقایسه ی بین گروهی استفاده شد. سطح معنی داری در تمامی آزمون ها ۰۵/۰&amp;amp;ge;p در نظر گرفته شد.یافته ها: نشان داد هر دو روش تمرینی موجب بهبود معنادار در پروفایل لیپیدی، کاهش شاخص آتروژنیک شدند(۰۵/۰&amp;amp;ge;p) . مقایسه بین دو گروه نشان داد که تمرین کراس فیت در آب در بهبود سطوح HDL-C(001/0&amp;amp;gt;P) ،کاهش TG(002/0&amp;amp;gt;P)و کلسترول (002/0&amp;amp;gt;P)اثربخشی بیشتری نسبت به کراس فیت خشکی داشت.نتیجه گیری: تمرین کراس فیت در هر دو محیط می تواند برای بهبودسلامت قلبی&amp;amp;ndash;عروقی مؤثر باشد، اما تمرین در آب مزایای بیشتری برای دانشجویان دختر به همراه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی خانواده درمانی شناختی رفتاری بر دلزدگی زناشویی و رضایت جنسی در زنان دچار طلاق عاطفی</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10458.html</link>
      <description>مقدمه: با توجه به افزایش روزافزون طلاق و تعارضات زناشویی در جامعه، هدف پژوهش در این پژوهش به بررسی اثربخشی خانواده درمانی شناختی رفتاری بر دلزدگی زناشویی و رضایت جنسی در زنان دچار طلاق عاطفی پرداخته شد.روش: روش پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی با پیش &amp;amp;shy;آزمون- پس &amp;amp;shy;آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان دچار طلاق عاطفی در سال 1404 بودند که جهت دریافت مشاوره خانوادگی به مراکز مشاوره منطقه یازده شهر تهران مراجعه نمود. بدین ترتیب از بین جامعه آماری پژوهش تعداد 30 زن به صورت روش نمونه گیری در دسترس که تمایل به شرکت در این دوره درمانی داشتند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع &amp;amp;shy;آوری داده‌&amp;amp;shy;ها از پرسشنامه&amp;amp;shy;‌های طلاق عاطفی گاتمن و دلزدگی زناشویی پاینز و رضایت جنسی لارسون استفاده شد. به منظور بررسی فرضیه‌&amp;amp;shy;های پژوهش از تحلیل واریانس با اندازه‌&amp;amp;shy;گیر&amp;amp;shy;ی مکرر استفاده شد.یافته‌&amp;amp;shy;ها:نتایج نشان داد که خانواده درمانی شناختی رفتاری به طور معناداری باعث کاهش دلزدگی زناشویی(01/0&amp;amp;gt;P، 69/0 =Eta) و افزایش رضایت جنسی (01/0&amp;amp;gt;P، 56/0 =Eta). در زنان دچار طلاق عاطفی در مرحله پس &amp;amp;shy;آزمون می‌شود. همچنین این نتایج کماکان در دوره پیگیری پایدار بوده است.نتیجه‌&amp;amp;shy;گیری:خانواده درمانی شناختی رفتاری روشی موثر جهت بهبود دلزدگی زناشویی و افزایش رضایت جنسی در زنان دچار طلاق عاطفی می&amp;amp;shy;‌شود و بنابراین می&amp;amp;shy;‌توان از این روش درمانی جهت کاهش مشکلات زوجین و پیشگیری از آسیب‌‌هایی همچون طلاق استفاده نمود. </description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و مقایسه شکاف کیفیت خدمات آموزشی ارائه شده از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی نیشابور بر اساس مدل سروکوال</title>
      <link>https://jnums.nums.ac.ir/article_10459.html</link>
      <description>زمینه و هدف: کیفیت خدمات آموزشی نقش مهمی در رضایتمندی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان دارد. شکاف میان انتظارات و تجربیات واقعی آنان می‌تواند نشانگر چالش‌های ساختاری نظام آموزشی باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی و مقایسه این شکاف در دو دانشکده بهداشت و پرستاری انجام شد.روش‌کار: در مطالعه حاضر، ۱۴۷ دانشجو از دو دانشکده پرستاری و بهداشت دانشگاه علوم پزشکی نیشابور با استفاده از ابزار استاندارد سروکوال مورد بررسی قرار گرفتند. روایی و پایایی این ابزار بر اساس مطالعات پیشین داخلی مورد تأیید قرار گرفته شده است (ضریب آلفای کرونباخ ادراکات و انتظارات به ترتیب 887/0 842/0 می‌باشد). این پرسشنامه شامل ۲۷ گویه در پنج بعد اصلی کیفیت خدمات بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از نسخه 14 نرم‌افزار Stataانجام شد.یافته‌ها: در هر دو دانشکده، در تمام ابعاد، شکاف منفی مشاهده شد که به‌معنای پایین‌تر بودن خدمات دریافتی از سطح انتظار دانشجویان بود (001/0&amp;amp;gt; p). بیشترین شکاف مربوط به بعد &amp;amp;laquo;تضمین&amp;amp;raquo; (74/0-) و کمترین شکاف در &amp;amp;laquo;پاسخگویی&amp;amp;raquo; (61/0-) ثبت شد. مقایسه بین دانشکده‌ها نشان داد که شکاف کلی کیفیت در دانشکده پرستاری بیشتر بود (79/0- در برابر 57/0- در دانشکده بهداشت) ولی این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود (001/0= p). تنها در بُعد &amp;amp;laquo;عوامل ملموس&amp;amp;raquo;، تفاوت بین دو دانشکده معنادار بود (002/0= p).نتیجه‌گیری: شواهد این مطالعه نشان می‌دهد که بین ادراکات و انتظارات دانشجویان از کیفیت خدمات آموزشی شکاف معناداری وجود دارد. این شکاف می‌تواند معیاری برای ارزیابی عملکرد آموزشی باشد. تمرکز بر بهبود ابعاد &amp;amp;laquo;تضمین&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عوامل ملموس&amp;amp;raquo; می‌تواند گامی مؤثر در ارتقای کیفیت آموزشی باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
